در تقویم ما، اول اردیبهشت ماه هر سال روز بزرگداشت شیخ اجل مصلح الدین سعدی شیرازی است. سعدی شناخته شده‌تر از آن است که نیازی به سخن گفتن از او باشد اما ادیبان و ناموران بسیاری درباره‌ی سعدی و هنرش به نظم و نثر سخن گفته‌اند از جمله ملک‌الشعرای بهار که غزلی از سعدی را به این مطلع

مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به‌جز فکر تواَم کاری هست

را به تضمینی در ستایش سعدی تبدیل کرده است. که مطلع آن مسمط این بیت است.

سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست؟

این غزل نیز استقبالی از همان غزل سعدی است که البته مطمئناً در برابر شعر سعدی و ملک‌الشعرای بهار، جلوه‌ای ندارد. اما بالاخره « برگ سبزی‌ست تحفه‌یٔ درویش»
البته بیت آخر این غزل نیز از سعدی است.

بزرگداشت شیخ اجل  سعدی شیرازی

بزرگداشت سعدی

هر کسی را که دلش در گروِ یاری هست
به یقین با غزلِ شیخ اجل کاری هست  

غزلِ سعدیِ شیراز، کسی داند قدر
کز غم عشق، به سینه، دل بیماری هست  

نام اُستاد سخن،در ادب لفظ دَری
جز به سعدی که توان گفت سزاواری هست  

در مواعظ، سخنش چون حِکَم لقمان است
که به هر جمله‌ی آن، نکته‌ی بسیاری هست  

آن  گلستانِ دل‌انگیز که در هر ورقش
گوئیا خُرَّمی و جلوه‌ی گلزاری هست
  

بوستانش که خردنامه‌ی اهل ادب است
پشت هر قصه‌ی آن، حکمت و اسراری هست  

در قصیده، به فصاحت شده بر اوجِ فلک
بهتر از آن به کجا شعری و گفتاری هست؟

کلماتند همه در کف سعدی چون موم
زآن سبب در قلمش، شهد و شکرباری هست  

بهتر آن است که کوتاه کنم شرح و بیان
در سخن‌دانی سعدی مگر انکاری هست؟  

« عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست »  

محسن مردانی   1  اردیبهشت 1392