استقبال غزلی از  استاد باستانی پاریزی به این مطلع

هرزه گردی‌های ما با پارسایی مشکل است‌
چتر بازی بر سر«چاه هوایی»مشکل است

استاد باستانی پاریزی

مشکل است

عاشقی سخت است و از بندش رهایی مشکل است
بدتر از آن، عاشقی با بینوایی مشکل است

چون شود اجرا به هرجا طرح تفکیک دو جنس
دیگر عشق و عاشقی و دلربایی مشکل است

گر نبیند هیچ مردی هیچ زن را، ای عجب
وصلت بی عاشقی و آشنایی مشکل است

من نه بی‌دینم نه فاسق خوب می‌دانم ولی
زیستن در ظلمت دین ریایی مشکل است

از علی گفتن چه آسان باشد اما در عمل
پیروی از او به دین و پارسایی مشکل است

از ریا گر حج رَوی یا که زیارت، این بدان
در قیامت کیفر این خودنمایی مشکل است

مهدیا از بس که هر کس گفت شرحی از ظهور
عاقبت تشخیصِ آخر کی می‌آیی مشکل است

روزها بی‌دین اگر باشی  و پرنخوت ولی
در دل تاریک شب‌ها، بی‌خدایی مشکل است

هر که آمد یک گره بر کار این ملت فزود
گوییا از کار ما مشکل‌گشایی مشکل است

بارالها خشکسالی بود و آمد زلزله
این‌که نازل می‌کنی هر دم، بلایی مشکل است

محسن این گفتار بس کن تو نمی‌دانی مگر
کارت افتد گر به تعقیب قضایی مشکل است


محسن مردانی
 23مردادماه 1391