حافظ و شاخه نبات

حافظ و شاخ نبات

احتمالاً این شعر حافظ که چهل و دومین غزل دیوان اوست را خوانده‌اید

حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است 

طمع خام بین که قصه‌ی فاش
از رقیبان نهفتنم هوس است

شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است 

وه که دردانه‌ای چنین نازک
در شب تار سفتنم هوس است

ای صبا امشبم مدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است

از برای شرف به نوک مژه
خاک راه تو رفتنم هوس است

همچو حافظ به‌رغم مدعیان
شعر رندانه گفتنم هوس است

من حدس می‌زنم این شعر را حافظ قبل از ازدواج با معشوقش شاخ نبات سروده‌است. اگر بر طبق افسانه‌ها اصلاً دختری به این نام وجود داشته و حافظ با آن ازدواج کرده باشد فکر می‌کنید اگر حافظ می‌خواست چند سال بعد از ازدواج این غزل را از نو بسراید چه می‌گفت؟ به نظر من به احتمال زیاد شعری شبیه این می‌سرود. 

با تو حرفی نگفتنم هوس است
غرغرت کم شنفتنم هوس است 

گر که اندوختم کمی زر و سیم
آن ز دستت نهفتنم هوس است 

نکنی گر تو خورخور امشب باز
با تو تا روز خفتنم هوس است 

گفتمش نق مزن به جانم، گفت
مغز پوک تو سفتنم هوس است 

چون به او گفتم از لبانت من
امر و فرمان شنفتنم هوس است 

گفت بعد از خرید و شستن ظرف
خانه را پاک رُفتنم هوس است 

منفجر می‌شوم ز دست تو من
که ز جورت شکفتنم هوس است

بیخ ریشم بماند چون‌که شنید
شعر رندانه گفتنم هوس است 

محسن مردانی

 ۱۸ آذرماه ۱۳۹۰