غم و شادی
غم و شادی
(شعری بر اساس یک عکس)

در کنارم نشستهای آرام // با تنی ناتوان و قلبی پاک
گویی از آسمان و عرشِ خدا //یک فرشته قدم نهاده به خاک
تنِ معلول و روحِ معصومت// دور از هر تباهی و نیرنگ
فرصتی هست، مینوازم نِی // گوش کن جانِ من، به این آهنگ
دلنشین است، گرچه نالهی نِی // در درونش ولی، غمی دارد
جنسِ چوب و میان تهی، اما // خبر از رنجِ آدمی دارد
نِی هم از دستِ مردمان، بسیار // زخمهایی به جسم و جان دارد
از همین زخمها، چنین سوزی // در سخنهای بیزبان دارد
زندگی رنج و غم اگر دارد // گاه، اما مجالِ شادی هست
نَبَری لذتی از آن فرصت// بیگمان زود میرود از دست
میزنم نِی، تو نیز شادی کن // از تهِ دل بخند، کودک من
چند لحظه غنیمتی باشد // فارغ از رنج و درد و غم بودن
محسن مردانی
دی ماه 1394
+ نوشته شده در شنبه پنجم دی ۱۳۹۴ ساعت 20:15 توسط محسن مردانی
|