صبح روز دوشنبه 18 خردادماه 1394 دوست عزیزم آقای فتح‌الله قطره سامانی از شهرکرد دو بیت شعر برایم فرستادند

من هم با شعر پاسخ‌های دادم و این مشاعره ادامه یافت

در اشعاری که خواهد آمد اشعار آقای قطره سامانی با «ق» و اشعار محسن مردانی با «م» مشخص شده است و کنارش ساعت و دقیقه‌ی ارسال و دریافت پیامک

 

ق 6:15) سحرخیزند گنجشکان عاشق // ز عشق لاله و یاد شقایق

ق 6:23) ولیکن جغد و کرکس همچو خفاش // به خواب اندر، خلایق هرچه لایق

م 6:29) همه از عشق می‌گویند اما // نبینی عاشقی را پاک و صادق

م 6:30) امان از دست آن معشوق بدخو // که آن هم می‌دهد بر عاشقش دق

ق 6:41) دو بیت قطره شد کامل ز محسن // بنازم همت و ذوق موافق

م 6:47) لب پرخنده و شادی چه کمیاب // ولی ارزان و رایج اشک و هق‌هق

م 6:50) برای لیلی و شیرین و عذرا // نه مجنونی، نه فرهادی، نه وامق

م 6:52) ز فرزندان نبینی احترامی // به مادر یا پدر مانند سابق

م 6:55) معلم درس می‌گوید به اکراه // و شاگردی به درسش نیست شایق

م 6:57) در این دریای طوفانی خدایا // ترحم کن به ما، بفرست قایق

م 6:59) پزشکان عاشق پولند و پارو!! // چه نادر، دکتری دلسوز و حاذق

ق7:00) ادا کردی چه شیرین حق مطلب // اگرچه تلخ باشد این حقایق

ق7:19) به آمین از خدا خواهیم شاید // دعا گردد به گرد و خاک، فائق

م 7:20) به سامان قطره‌ای دیدم چو دریا // ادیبی اهل دل، یک یار مشفق

م 7:24) دو مرد پا به سن با بیت آخر // شدند از زایمان شعر فارغ

م 7:30) ببخشید بیت آخر به‌خاطر مشکل سخت‌زایی و سن بالای زائو!! قافیه‌اش ناقص‌الخلقه شد

ق 7:26) شود قطره به میدان همچو دریا // چو «مردانی» بیابد بس موافق

ق 7:39) چه خوش بگذشت این ارسال اشعار // که ساعت‌ها نمودی چون دقایق