با نگاهی به کتاب «ماهی سیاه کوچولو» نوشته‌ی زنده‌یاد «‫صمد بهرنگی‬»
بر اساس ایده‌ای از رامین رفیع
 
 
‫ماهی سیاه کوچولو‬
 
 
از جویبار کوچکش رفت
ماهی سیاه کوچولو
بی‌باک به همراه کاروان موج‌های آب
به عشق دریا
به عشق رها شدن
خبرش را دارم
اسیر ماهیخواری شد
اما صیاد نه می‌تواند او را ببلعد
نه رهایش می‌کند
سال‌هاست
اسیر در آن فضای بسته است
هنوز بی‌باکی‌اش را دارد
و امید در دلش نمرده
و هر روز و هر لحظه
زمزمه می‌کند:
«روزی به دریا می‌رسم
روزی رها می‌شوم
اشتباه کردن
بهتر از کاری نکردن است
آهای جویبار حقیر!
ماهی‌های دل به قضا و قدر سپرده
منتظرم نباشید»
 
محسن مردانی
11 خرداد 1394