آمارها نشان می‌دهد نسبت طلاق‬ به ازدواج‬ در سال‌های اخیر رشد سریعی داشته است و این جدا از رابطه‌ها و دل‌بستگی‌های کوتاه مدت است که به ازدواج منجر نمی‌شود. این شعر در قالب دوبیتی‌های پیوسته نگاهی به این رابطه‌ها دارد.

قمار زندگی

همان عشقی که زیبا بود یک روز
طناب دار شد بر گردن من
رهایی نیست ممکن از کمندش
که حلقه تنگ‌تر شد از کشیدن

گذشت آن روزهای آفتابی
که لبخندت به چشمم دلنشین بود
کنارِ آن بهارِ سبز و خُرم
خزانی سرد و غمگین در کمین بود

ندانستم به نام مستیِ عشق
چه زهرِ مُهلکی در جام داری
پس از آغازِ شیرین و دل‌انگیز
چه تلخی‌ها در این فرجام داری

قماری بود عشقت، خانمان‌سوز
تو شاه‌ش، بی‌بی و سرباز و تک‌خال
ورق برگشته و من باختم، چون
از اول دستِ من خواندی به هرحال

دلت از آبنوسِ سخت و تیره
میان پیکری از نقره و عاج
بنا شد عشقت از آن خشت اول
که باشم عاقبت، مصلوبِ این خاج

طناب عشق محکم کن بر این دار
منم آماده‌ی این حکم اعدام
بزن بر چارپایه ضربه‌ات را
که من با پای خود رفتم در این دام

هوس بود و گمان کردم که عشق است
سپردم دل به زلف و چشم و ابرو
ندیدم روح و فکری را که باشد
نهان در باطن آن چهره و مو

نه هر دلبستگی زیبا و نیکوست
بسا مِهری که زهرآلود و زشت است
به غفلت گر فریبی خورده‌ام من
چرا گویم که: «دست سرنوشت است؟»

محسن مردانی
اول خرداد 1394

«خاج‬»: کلمه‌ای ارمنی به معنی صلیب یا چلیپا که یکی از خال‌های بازی ورق(یا «گشنیز‬»Clubs) هم هست. دو خال دیگر «خشت Diamond» و «دل Hearts» در شعر آمده است اما چون خال چهارم («پیک Spades») فارسی نبود، نیابتاً از کلمه‌ی پیکر استفاده شد!! لازم به ذکر است که اصطلاحات بازی ورق(شاه، بی‌بی، سرباز، تک‌خال، حکم، ورق برگشتن و دست‌خواندن) به‌خاطر عنوان شعر «‫‏قمار‬ زندگی» آمده‌است نه خدای‌نکرده! ترویج این منکر!!