در تاریخ ما همیشه هم اینطور نبوده که زنان تو سری خور مردان باشند و آن‌چنان منفعل، که  مردان برایشان تصمیم‌گیری بکنند. نمونه اش زنان کرمانی در نهضت مشروطه است. من در اینجا مطلبی به نقل از استاد باستانی پاریزی می‌آورم (من کتابهای ایشان را گرچه چون زلف یار آشفته است! دوست دارم. منظور این که از این شاخه به آن شاخه پریدن زیاد دارد.  به قول شاعر من این آشفتگی را دوست دارم ).

این مطلب در مقاله هزاره طبری از کتاب حصیرستان آمده است. استاد پس از شرحی در خصوص همسر طبری به روحیه زنان کویری و مخصوصا زنان کرمان اشاره می‌کند. این مطلب از پاورقی صفحه 250 و 251 این کتاب نقل شده است.


زنان کرمان

از کتاب

حصیرستان

 نوشته استاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

مقاله هزاره طبری

پاورقی صفحات  250 و 251

انتخاب و تایپ : محسن مردانی

 زنان شجاع کرمانی

وقتی آیت اله حاج میرزا محمدرضا در عین جوانی از عتبات به کرمان آمد؛ روی اعتقاد ـ یا شاید هم جوانی و نامجوئیـ  به غوغای شیخی و بالاسری دامن زد؛ چندان که شهر برآشفت و سه حاکم عوض شد. رکن‌الدوله را احضار کردند، ظفرالسلطنه آمد و آیت‌اله را به چوب بست و او را به بلوچستان و سپس به جلال‌آباد رفسنجان تبعید کرد، و خود هم البته معزول شد و فرمانما به جایش آمد (1323 هـ / 1905 م).

وقتی چنین شد، زنان کرمانی به مردان خود گفتند که حق ندارند به مسجد بروند و پشت سر آخوندها نماز بخوانند. چند روحانی برزگ و عالیقدر، مثل آقا باقر مجتهد پدر حاج شیخ علی محمد و آقا میرزا محمدحسین پسر امام جمعه، و حاج محمدخان رئیس طائفه‌ی شیخیه به دستور ظفرالسلطنه به منبر رفتند و نماز خواندند، شش ماه بود شهر آشفته بود. طبق روایت کاتب کرمانی «...زن‌ها در مسجد جمعیت کردند و گفتند که اگر آقایان مسجد بروند، می‌رویم جانمازشان را جمع می‌کنیم ـ نعوذبالله ـ شیشه شراب می‌بریم سر جانمازشان. این‌ها ملا نیستند، لوطی هستند.»، یک نفر حاج میرزا محمدرضا بود «...که سردار ظالم بی‌مروت، ناحق، او را کتک زد. از شهر بیرون کردند، تا او برنگردد... نمی‌گذاریم یک ملا به مسجد برود...» زن‌ها، بعد از نماز حاج محمدخان، ریختند توی مسجد، « فحش زیادی دادند، زیلوها را پاره می‌کردند، یک پاره کثافت‌های دیگر کردند، و... متفرق شدند...»

روز هفتم جناب آقا باقر خواستند بروند مسجد، این زن‌ها... صبح رفتند توی مسجد ملک توی غرفه که آقا باقر نماز می‌کردند روی میز و محراب از آن کثافات بد کردند و به دیوارها مالیدند، و آن وقت دسته‌جمع رفتند در خانه جناب آقاباقر، علانیه، چه عرض کنم که چه کردند، یک چارقدی هم آوردند دم ارسی ـ که ما آمدیم این را بکنیم سر آقا، اگر پایش را توی مسجد بگذارد کاری بپردازیم که در داستان‌ها بازگویند... چرا باید آقای ما... را از شهر بیرون کنند و شما رشوه‌خوارهای بی‌دین بی‌پدر فلان فلان شده مسجد بروید؟ نه نماز می‌کنیم، نه روزه می‌گیریم،  نه می‌گذاریم بعد از این یک مجتهد توی شهر زندگی کند... اما جناب امام جمعه،... آمدند مسجد جامع.

 

زن و مرد زیادی روی خیابان جمعیت کردند، در را بستند نگذاردند آقایان از در خیابان بروند، از آن در رفتند تو... مردم خبر شدند، ریختند توی مسجد سر جانماز این سید بیچاره، بنای فحش زشت را گذاردند،... جانماز امام جمعه را جمع کردند، بیچاره نماز ظهر را کرد ـ یک کفش به پا، یک کفش به دست پیرمردی آمدند به خانه. زن‌ها ریختند سر نماز آقا میرزا محمود... جانماز او  را هم جمع کردند...» (فرماندهان کرمان چاپ چهارم، ص 540) بنده تفصیل این واقعه را نمی‌دهم، همین قدر می‌گویم که همین چوب خوردن حاج میرزا محمدرضا و راه افتادن زن‌ها، موجب تغییر حکومت شد و عین‌الدوله در تهران از صدارت افتاد و میرزا نصراله خان مشیرالدوله فرمان مشروطه را از مظفرالدین شاه گرفت و پسرش حسن پیرنیا آن فرمان را درسفارت انگلیس برای بست‌نشستگان خواند، و بدین طریق مشروطیت ایران پا گرفت. قصدم این است که از زنان کرمانی غافل نباید بودـ مثل شتر کویری است:

چو آید توانی به موئی کشید
چو برگشت زنجیرها بگسلد

پایان مطلب استاد باستانی پاریزی

 

 

توضیح این که طایفه‌ی شیخیه، پیروان شیخ احمد احسائی (1166 - 1242 ه ق.) هستند که یکی از معتقداتشان این است که در زیارتگاه‌ها به خاطر احترام به امام نباید طوری نماز خواند که پشت به ضریح باشند، اما بقیه شیعیان می‌گویند باید بالاسر ضریح نماز خواند که ضریح در مقابل نباشد و شبهه‌ی سجده به غیر خدا به‌وجود نیاید. گرچه شیخیه اختلافات دیگری هم با بقیه‌ی شیعیان دارند؛ اما اختلاف مورد اشاره باعث شد که شیخیه بقیه شیعیان را بالاسری بنامند. اختلاف  شیخی و بالاسری مخصوصا در کرمان باعث  درگیری‌های فرقه‌ای بسیاری شد.

به‌هر حال شجاعت زنان کرمان در برخورد با مسائل مذهبی (بدون توجه به درست یا غلط بودن آن) آن‌هم 105 سال پیش، مسئله‌ی کوچکی نیست. چون بسیاری از مردان حتی امروز هم، جرئت چنین برخوردی با این موضوعات چالش‌برانگیز را ندارند.