نکاتی از کتاب

 مردان مریخی و زنان ونوسی

نوشته: دکتر جان گری

ترجمه : سیدرضا نیازی

انتشارات نجبا 1381 قم

 

انتخاب ، خلاصه‌نویسی و تایپ : محسن مردانی

 

علاوه بر جسم ، ذهن و روح مردان و زنان آن‌چنان با هم متفاوت است که گوئی از دو سیاره‌ی متفاوت به زمین آمده‌اند. مردان از مریخ (سیاره‌ی بهرام یا مارس) و زنان از ونوس (سیاره‌ی ناهید یا زهره).

 

مردها دوست ندارند بدون این‌که از کسی کمک بخواهند به آن‌ها کمک شود و به تنهائی حل کردن مسائل، برای آن‌ها بسیار مهم است. بنابراین توصیه کمک زن به همسرش، یک توهین تلقی می‌شود. اما زن‌ها دوست دارند به آن‌ها کمک شود و پیشنهادات جالب از دیگران بشنوند.

 

زنان نیاز زیادی به حرف زدن دارند و علاقمندند که به حرف‌های آنان کاملاً گوش داده شود. یعنی وقتی زنی درد دل می‌کند لزوماً نمی‌خواهد کسی به او کمک کند. بنابراین مردی که حرف‌های زنش را دائم قطع می‌کند و راه حل جلوی او می‌گذارد یا دائماً می‌گوید: « نگران نباش» ، همسرش را بدتر ناراحت می‌کند. مرد باید این احساس را در همسرش به وجود بیاورد که مشکلات او را درک کرده و با او همدردی می‌نماید.

 

اگر زن می‌خواهد به همسرش کمک کند؛ باید بگذارد وقتی مرد تقاضا کرد این کار را انجام دهد؛ نه زودتر.

 

اگر مرد می‌خواهد به همسرش راهنمائی کند نباید در موقع اوج ناراحتی او، جز همدلی کاری انجام دهد. اما هنگامی که آَرام شد؛ می‌توان به او پیشنهاد و راهنمائی کرد.

 

اگر یک هفته زنان از همسرشان انتقاد نکنند و مردها همدلانه به حرف‌های زنشان (بدون دادن راه حل) گوش دهند؛ زندگیشان متحول می‌شود.

 

مردها هنگام فشار عصبی و استرس دوست دارند؛ در خود فرو بروند و به کارهای آرام مثل مطالعه روزنامه بپردازند. ولی زن‌ها در حال استرس دوست دارند حرف بزنند و خود را تخلیه کنند.

 

مشکل این است که وقتی مرد ناراحت است؛ زن دائم با او حرف می‌زند تا ناراحتی‌اش را فراموش کند؛ که نتیجه‌ی عکس دارد. وقتی زن ناراحت است، دائم حرف می‌زند و مرد او را دعوت به آرامش می‌کند؛ اما زن فکر می‌کند ناراحتی او برای شوهرش مهم نیست.

 

مردها وقتی درباره‌ی مشکلاتشان حرف می‌زنند؛ که کمک می‌خواهند؛ یا قصد سرزنش کسی را دارند. بنابرین درد دل‌‌های بی‌غرض زن را هم، به یکی از این دو تعبیر می‌کنند.

 

بهترین کمک به یک مرد نگران این است که همسرش مدتی او را به حال خود بگذارد و خود را به کاری مشغول کند. بهترین کمک به زن نگران این است که شوهرش با حوصله به تمام حرف‌های او گوش دهد.

 

برای زن‌ها جزئیات از اصل مطلب مهمتر است و برعکس، مردها حوصله‌ی جزئیات را ندارند .

 

مردها وقتی انگیزه پیدا می‌کنند که احساس قدرتمندی و مورد نیاز بودن داشته باشند. زن‌ها وقتی انگیزه پیدا می‌کنند که تسلی خاطر داشته باشند و مورد احترام قرار بگیرند.

 

مورد نیاز نبودن، مرگ تدریجی مرد را در پی دارد.

 

وقتی زن احساس کند، ارزش آن را دارد که مورد مهر و محبت قرارگیرد؛ به آرامش می‌رسد.

 

برداشت مردان و زنان از کلمات فرق می‌کند. مثلاً وقتی زنان از صفت‌های تفضیلی و عالی استفاده می‌کنند؛ فقط منظورشان جلب محبت و احساسات مرد است نه نظر واقعی‌شان. وقتی می‌گوید: « همه به من بی‌اعتنائی می‌کنند. » منظورش این است که به توجه و احساس محبت مرد احتیاج دارد. یا « ما هرگز بیرون نمی‌رویم. » یعنی به بیرون رفتن و تفریح احتیاج دارد.

 

مشکل بزرگ زنان این است که نمی‌توانند سکوت مردان ر ابه درستی تفسیر کنند. سکوت مردان اغلب به معنی اندیشیدن و بررسی مشکلات در ذهن است. اما زنان معمولاً آن را به بی‌اعتنائی و سردی تعبیر می‌کنند.

 

زنان برعکس مردان با صدای بلند فکر می‌کنند(حرف می‌زنند) و سکوت برایشان وحشتناک است.

 

توصیه به خانم‌ها : هرگز به درون غار تنهائی مرد نروید. ( زمان‌هائی که مرد می‌خواهد تنها باشد و از دیگران کناره‌گیری کند. ) زیرا به آتش اژدها هلاک می‌شوید.

 

وقتی در مقابل دلجوئی‌های زن، مرد جواب‌های تلگرافی مثل : « خوبم » ، « مسئله‌ای نیست » و . . . . . . می‌دهد؛ یعنی مسئله‌ای وجود دارد که خودم می‌توانم به تنهائی حل کنم و اگر زیاد درباره‌ی آن حرف بزنم؛ احساس ناتوانی و عجز خواهم کرد.

 

در موقع نگرانی مرد نیازمند است بداند همسرش به او اطمینان دارد که او به تنهائی از پس مشکلات برمی‌آید. ولی زن، برعکس نیازمند است که همسرش نگرانش باشد و از ناراحتی او ناراحت گردد.

 

مردها از انتقاد صریح و راهنمائی متنفرند. چون آن را به عنوان نشانی از ناتوانی خود برداشت می‌کنند.

 

مرد دوست دارد در هر مسئله‌ای حداکثر تلاشش را انجام دهد و سپس کمک بگیرد. ولی زن دوست دارد از اول از حمایت برخوردار باشد.

 

 زن احساس همدردی همسرش را دوست دارد ولی مرد از احساس همدردی متنفر است.

 

مراقبت و نگرانی نشان دادن زن در مقابل شوهرش باعث می‌شود که مرد احساس کند همسرش به او اطمینان ندارد که این حس مادرانه ، انتظاری نیست که مرد از همسرش دارد.

 

وقتی مرد به غار تنهائیش می‌رود؛ باید به روشی به همسرش اطمینان دهد که بزودی برمی‌گردد و این مدت محدود است.

 

زن هنگام بیان احساساتش باید به روشی به همسرش بقبولاند که قصد سرزنش او را ندارد. مثلا بعد از یک مکث کوتاه بگوید : « از این که به حرف‌های من گوش می‌دهی متشکرم» .

 

وقتی زن حرف می‌زند و احساساتش را تخلیه می‌کند؛ مرد باید نشان دهد که به حرف‌های او گوش می‌دهد و حرف‌های او برایش مهم است. مثلا با گفتن کلماتی چون : «واقعا ، راستی و . . . . »

 

مردها شبیه کِش هستند. زمانی خود را عقب می‌کشند و زمانی دیگر دوباره برمی‌گردند. بنابراین زنان نباید از بی‌اعتنائی همسرشان ناراحت شوند و حتی وقتی او در حال عقب‌نشینی است نباید برای نزدیک شدن به همسرشان زیاد تلاش کنند؛ چون اگر او نتواند به حد کافی عقب‌نشینی کند بسیار دیرتر برمی‌گردد. ( یا ممکن است هرگز بر نگردد! )

 

عقب کشیدن مرد به علت نیاز به استقلال است . مرد خود‌به‌خود میان نیاز به صمیمیت و نیاز به استقلال تاب می‌خورد.

 

زنان فقط برای نَفْس حرف زدن و بروز احساسات حرف می‌زنند ولی مردان وقتی حرف می‌زنند که بخواهند مطلبی را بیان کنند.

 

وقتی مردان علاقه‌ای به حرف زدن ندارند ؛ سئوالات زیاد و متعدد از مرد ، کار را بدتر می‌کند. بنابراین ، زن اگر علاقه به تشویق مرد به حرف زدن دارد ؛ باید حرف‌ها و نظریات خودش را بگوید و هر چندوقت یک‌بار از این‌که مرد به حرف‌هایش گوش می‌دهد تشکر کند. بعد از مدتی کم‌کم یخ‌های مرد باز می‌شود.

 

مدتی دور بودن از همسر باعث بوجود آمدن صمیمیت می‌شود.

 

بدترین کارهائی که می‌تواند زن در زمان عقب‌نشینی مرد انجام دهد :

 

1-     تعقیب کردن شوهر به هنگام عقب‌نشینی.

 

2-  مجازات کردن مرد به خاطر عقب‌نشینی که می‌تواند به صورت جسمانی ، احساسی و ذهنی باشد که کار را خراب می‌کند.

 

اگر زن به هر روشی از عقب‌نشینی مرد جلوگیری کند یا در او احساس گناه و ناخشنودی بوجود بیاورد؛ سیکل و چرخه عقب‌نشینی و اشتیاق مرد به‌هم می‌خورد و عشقش از بین می‌رود. یا به یک مرد منفعل تبدیل می‌شود.

 

چاره‌ی تحملِ عقب‌نشینیِ مرد ، صبر و شکیبائی زن است. پس از بازگشت هم نباید او را سؤال‌پیچ کند. چون شاید خود مرد هم، توجیهی برای عقب‌نشینی ندارد؛ بلکه این یک کار غریزی است.

 

مرد خردمند باید از همسرش محترمانه بخواهد که فرصت عقب‌نشینی و خلوت را به او بدهد و زن خردمند باید این فرصت را به همسرش بدهد.

 

زن‌ها به موج شباهت دارند. ممکن است زمانی در اوج احساس و عشق باشد و لحظه‌ای بعد روحیه‌اش بی‌مقدمه تغییر کند و احساس خوبی نداشته باشد. در این حال است که دوست دارد؛ درباره‌ی خود و مسائلش حرف بزند و دیگران گوش کنند.

 

در زندگی زناشوئی مردان عقب می‌کشند و دوباره نزدیک می‌شوند. در حالی‌که زنان در توانائی دوست داشتن خود و دیگران، فراز و نشیب دارند.

 

وقتی زن در حالت موج، در بدترین و پائین‌ترین حالت است؛ گوش دادن به حرف‌های گاه تکراری او خوب است؛ ولی زن حتی ممکن است حالش بدتر و ناراحت‌تر شود. به خاطر این‌که زن تا وقتی به بدترین و و ناراحت‌ترین حالت خود نرسد؛ حالش بهتر نمی‌شود.

 

وقتی زن در موقع ناراحتی یا چاه ذهن خود است؛ ممکن است با مرد درباره‌ی مسائلی صحبت کرده و به نتایجی برسد. ولی ماه بعد هم دوباره همان مسائل را مطرح کند که موجب ناراحتی مرد می‌شود. اما این مسئله طبیعی است.حالت ناراحتی به صورت موج تکرار می‌شود.

 

اگر احساسات منفی زن سرکوب شود به همراهش احساسات مثبت نیز سرکوب می‌گردد و عشق می‌میرد. (نوسات احساسی زن، به طور متوسط هر 28 روز تکرار می‌شود و اغلب با قاعدگی ارتباطی ندارد.)

 

بیشترین اختلافات زن و شوهر وقتی است که مرد احتیاج به رفتن به غار تنهائی و جدا بودن دارد و زن در قعر چاه ذهن خود است و احتیاج به حرف زدن و بیرون احساسات دارد. در این مواقع دو طرف باید شرایط همدیگر را درک کنند و هرکدام کمی کوتاه بیاید.

 

وقتی نیازهای مالی زن برآورده می‌شود؛ او بیشتر از نیازهای عاطفی خود مطلع می‌گردد.

 

زنانی که وضع مالی خوبی دارند بیشتر از زندگی دلخورند ؛ چون همسرانشان اصلا با آن‌ها همدردی نمی‌کنند و می‌گویند :«تو که همه چیز داری دیگر چه دردی داری. » ولی شوهرانی که مشکل مالی دارند؛ چون خود را مقصر می‌دانند؛ بیشتر از همسرشان دلجوئی کرده و به درد دل‌های او گوش می‌دهند. و . . همان جمله معروف پول خوشبختی نمی‌آورد ! !

 

نیازهای عاطفی زن و مرد مقداری با هم متفاوت است ؛ که اگر از سوی طرف مقابل درک شود؛ می‌تواند به ایجاد عشق پایدار کمک کند.

 

الف – زن به علاقه و مرد به اعتماد نیاز دارد. یعنی زن نیاز دارد که احساس کند همسرش به او علاقه دارد و از هر وسیله‌ای برای ابراز آن استفاده می‌کند. مرد نیاز دارد که حس کند همسرش به او اعتماد دارد که او تمام توانش را برای زندگی به‌کار گرفته است و می‌تواند او را به خوشبختی برساند.

 

ب – زن نیازمند درک است. ( این‌که همسرش به حرف‌های او گوش می‌دهد و احساسات او برایش اهمیت دارد. ) و مرد نیازمند پذیرش است. ( این‌که همسرش او را همان‌طور که هست؛ می‌پذیرد و تلاش نمی‌کند او را اصلاح کند.) بنابراین اگر زنی بخواهد رفتاری از همسرش را اصلاح کند باید به صورت تدریجی باشد تا احساسات او را خدشه‌دار نکند. (یا حتی گمان کند فقط به اراده‌ی خودش تغییر کرده است.)

 

ج – زن به احترام نیاز دارد ( مثلا مناسبت‌های خاص را فراموش نکند و به اندیشه‌های او احترام بگذارد. ) و مرد نیازمند تقدیر است.

 

د – زن نیازمند عشق‌ورزی است ( بداند که او از هرچیزی برای همسرش مهمتر است و عشق اصلی اوست. ) و مرد نیازمند تحسین است. ( استعدادها و ویژگی‌های منحصر به فرد او را ستایش کند. )

 

هـ - زن به کسب اعتبار نیاز دارد. ( صریحا با نظریاتش مخالفت نشود ) و مرد نیازمند تأیید است. ( که همسرش مهربانی و خوب بودن او را تأیید کند. )

 

و – زن به اطمینان خاطر ( تکرار چند باره و مکرر دوست داشتن او ) و مرد به تشویق و تمجید نیاز دارد.

 

رمز و راز نیرو بخشیدن به مرد آن است که هیچ‌گاه سعی نکنید در صدد تغییر و یا اصلاح او برآیید.

 

وقتی زنی سعی در اصلاح همسرش دارد ؛ مرد فکر می‌کند او مرد ایده‌آل همسرش نیست و زن می‌خواهد او را به فرد دیگری تبدیل کند.

 

چون زن نیاز به مورد توجه بودن و درک شدن دارد؛ فکر می‌کند که همسرش هم همین نیاز را دارد. بنابراین سعی می‌کند به همسرش زیاد توجه کند. اما مرد این توجه را ناشی از عدم اعتماد همسر نسبت به خود می‌داند.

 

نیاز اساسی مرد آن است که همسرش به او اعتماد داشته باشد؛ نه این‌که از او مراقبت نماید.

 

مرد از راه گوش دادن به سخنان همسرش ( البته بدون ناراحتی و عصبانیت ) می‌تواند اکثر نیازهای عاطفی او را برطرف کند.

 

هیچ‌وقت با هم جر و بحث نکنید. در عوض می‌توانید به ابراز نظرات موافق و مخالف بپردازید. ( جر و بحث حالت برنده – بازنده دارد و هیچ بازنده‌ای خوشحال نخواهد بود. )

 

جرو بحث کردن از یک سو، و سرکوب کردن احساسات ناخوشایند از سوی دیگر، باعث از بین رفتن عشق و محبت می‌شود. بهترین حالت وضعیت متعادل یعنی بیان احساس خود، بدون مخالفت با احساس طرف مقابل است.

 

هنگام جر و بحث مردان از 2 روش غلط جنگ و دعوا و فرار و زنان از روش‌های ظاهرفریبی ( وانمود کردن که اتفاقی نیفتاده ولی در درون غوغائی باشد ) و تسلیم استفاده می‌کنند ؛ که اگر چه در کوتاه مدت باعث پیروزی یا تمام شدن جر و بحث می‌شود. ولی احساس ناخوشایندی در وجود دو طرف باقی می‌ماند.

 

بیشتر زن شوهرها وقتی درباره‌ی موضوعی با یک‌دیگر جر و بحث می‌کنند؛ پس از مدت کوتاهی، جر وبحث آن‌ها نه درباره‌ی آن موضوع ، بلکه درباره‌ی نحوه‌ای که با هم به جر و بحث پرداخته‌اند ؛ بالا می‌گیرد.

 

معمولا در هر جر و بحث، نظرات ما موجب ناراحتی طرف مقابل نمی‌شود؛ بلکه نحوه‌ی بیان آن است که مشکل‌ساز می‌گردد.

 

بهترین روش برای توقف جر و بحث، مدت کوتاهی سکوت و فکر کردن بر روی نحوه‌ی ارتباط با طرف مقابل، و سپس شروع صحبت با محبت و احترام بیشتر است.

 

یکی الگوهای رایج جر و بحث مردان و زنان به شکل زیر است.

 

الف – زن ناراحتی خود را در مورد موضوعی اظهار می‌کند.

 

ب – مرد توضیح می‌دهد که نباید درباره‌ی این موضوع ناراحت شود.

 

ج – زن احساس می‌کند که مرد برای احساس او اعتباری قائل نیست و بیشتر ناراحت می‌شود. ( حالا زن از بی‌اعتباری خویش، بیشتر از موضوع اصلی ناراحت است.)

 

د- مرد از همسرش ناراحت می‌شود. او زن را عامل ناراحتی خویش می‌داند و پس از آشتی، از او می‌خواهد که عذرخواهی کند. 

 

هـ - زن عذرخواهی می‌کند و از آن‌چه اتفاق افتاده حیران و مبهوت می‌شود. سپس جر و بحث آن‌ها به جنگ و دعوا تبدیل می‌شود.

 

دو مشکل عمده که جر و بحث از آن ناشی می‌شود عبارت است از :

 

الف – مرد احساس می‌کند که همسرش مخالف نظر اوست. 

 

ب – زن مخالف نحوه‌ای است که مرد با او صحبت می‌کند.

 

مرد زمانی که مرتکب اشتباه می‌شود؛ یا همسرش را ناراحت می‌کند؛ بیش از هر زمانی آماده جر و بحث است. او وقتی می‌خواهد کار خودش را توجیه کند؛ یا توضیح بدهد که « زن نباید ناراحت باشد » باعث دلخوری او می‌شود. در این موقع مرد باید کمتر حرف بزند و بیشتر گوش بدهد. (به جز یک معذرت‌خواهی کوتاه)

 

بیشتر مردها، تشنه‌ی موفقیت‌های بزرگ و بزرگ‌ترند؛ چون تصور می‌کنند که در آن صورت بیشتر شایسته‌ی عشق و محبت هستند. اما با این کارشان از خانواده غافل می‌شوند. در صورتی‌که کارهای کوچک اما مکرر، احساس رضایت بیشتری در زن ایجاد می‌کند. زن باید با تقدیر از کارهای کوچکی که مرد انجام می‌دهد؛ اهمیت کارهای جزئی را به او نشان دهد.

 

اگر زن از شوهرش درخواستی دارد، باید صریحا بگوید. چون برای مردها کمک کردن به کسی، قبل از درخواست او بی‌ادبی است.

 

برای همسرتان نامه‌ی عاشقانه بنویسید. احساسات خود، اول خشم ، سپس ناراحتی ، ترس ، تأسف و در پایان عشق خود را بیان کنید. پس از مدتی مکث ، جوابی که انتظار دارید همسرتان به شما بدهد را بنویسید . در پایان، نامه و پاسخ را با همسرتان در میان بگذارید.

 

گاهی نوشتن پاسخ نامه برای بعضی‌ها ( مخصوصا زنان ) بسیار مشکل است. چون اولاً غلبه بر خشم و ناراحتی و بیان عشق،  و ثانیاً بیان نیازهایشان از زبان خودشان، کار راحتی نیست. زنان بدون توجه به خصوصیات مریخی مرد، می‌گویند « او باید خودش بفهمد » ؛ در صورتی‌که اگر زنان، برای شناختن نیازهای خودشان، به مرد کمک نکنند؛ ممکن است هر دو دچار سوءتفاهم‌های زیادی شوند.

 

نوشتن نامه عاشقانه، بهترین راهی است که مرد چیزهائی را درباره‌ی نیازهای زن یاد بگیرد.

 

شاید زنان بگویند: « چه فایده دارد که ما بگوئیم چه می‌خواهیم بشنویم و مرد طوطی‌وار آن را تکرار کند؛ نه از صمیم قلب ؟»

 

فایده‌اش این است که اولاً مرد کم‌کم بسیاری از نیازهای زن را می‌شناسد و ثانیاً همین برآورده کردن آن‌ها ( ابتدا به صورت کورکورانه ) و دیدن اثر مثبتش باعث می‌شود که مرد کم‌کم به نیازهای زن بیشتر توجه کند و به صحیح بودن این روش ایمان بیاورد.

 

گاهی اوقات خوب است که نویسنده‌ی نامه، آن را با صدای بلند برای همسرش بخواند؛ حتی پاسخ آن را.

 

همیشه نباید منتظر پاسخ مثبت و سریع همسر بود. گاهی باید فرصت داد تا او هم از خشم ، ناراحتی ، ترس و تأسف به عشق برسد.

 

گاهی حتی بدون این‌که نامه را به همسرمان بدهیم؛ احساسات بد کاهش می‌یابد و با تخلیه روانی می‌توانیم برخورد بهتری با او داشته باشیم.

 

این نامه‌ها را می‌توان با عبارات دیگر، به جز همسر به دوست، فرزند، یکی از اعضای خانواده، همکار یا مشتری، خود شخص، خداوند بزرگ، یک هیولا (در مورد ترس‌های موهوم) و . . . .  نوشت. حتی می‌توانیم نامه‌ای به دوران گذشته نوشت. مثلا اگر مسئله‌ای ناخوشایندی بوده به پدر و مادر نامه نوشت و از آنان تقاضای کمک کرد.

 

احساساتی که بیان نمی‌شود، سرکوب می‌گردد، یا با نقاب ریاکاری پنهان می‌شود ( نشان دادن احساسی متفاوت با واقعیت ) ؛ عاقبت روی اعصاب و روان ما اثر نامطلوب می‌گذارد یا جائی به صورت انفجاری بروز می‌کند.

 

شگفت اینجاست که خوداری از بروز عواطف و احساسات منفی، موجب می‌شود که آن عواطف زندگی ما را به سلطه خویش درآورد.

 

ما معمولاً سعی می‌کنیم دردها و خشم‌های تسکین نیافته‌ی دورنمان که از دوران کودکی روی هم تلمبار شده را با پنهان کردن یا مسکّن‌هائی مثل شوخی و تمسخر ، بعضی نوشیدنی‌ها ، سرگرمی‌های مجاز و غیرمجاز و . . . .  التیام دهیم. مثل زخمی که حتی نمی‌خواهیم روی آن را باز کنیم و ببینیم چه شده است. اما انتظار داریم شاید با مسکّن‌ها به‌طور معجزه‌آسائی معالجه شود. نامه‌های عاشقانه ، به نوعی بازکردن و دیدن این زخم است که می‌تواند برای شفای آن کمک مؤثری باشد.

 

ما می‌توانیم گاهی احساساتمان را در تنهائی بنویسیم و بیان کنیم. گاهی نیز با فرد دیگر (معمولاً همسر) و گاهی در جمع و به‌صورت گروهی.

 

زنان اگر می‌خواهند که مرد کاری برایشان انجام دهد؛ باید صریحاً و به‌طور خلاصه ( بدون مقدمه‌چینی و دلیل آوردن ) و با کلمات احترام‌آمیز ( که توقع محسوب نشود ) از او بخواهند و قدردانی و تشکر را هم فراموش نکنند. ( نه همیشه بلکه مستمر و کوتاه )

 

اگر مردی در حال انجام کاری است؛ همان کار را از او درخواست نکنید. حتی در خواست انجام کار دیگری در آن زمان هم، می‌تواند او را عصبانی کند.

 

درخواست‌هائی را که زن غیرمستقیم بیان می‌کند؛ برای مرد حالت طعنه‌آمیز و تلخ دارد.

 

کلمات « آیا ممکنه » ، « آیا می‌شود » در مورد درخواست از یک مرد، اثر مثبت و جادوئی در روحیه او دارد. اما کلمه‌ی « آیا می‌توانی » اثر منفی دارد.

 

برخلاف تصور زنان، اگر مرد با انجام کاری، حس کند در حق زن لطف می‌کند، پررو نمی‌شود! بلکه اعتماد به‌نفس پیدا می‌کند و محبتش بیشتر می‌گردد.

 

اگر کاری از مرد می‌خواهید دلیلش را توضیح ندهید؛ مگر این‌که خودش بپرسد.

 

اگر مردها احساس کنند که اختیار رد درخواستی را دارند؛ بیشتر تمایل پیدا می‌کنند که به درخواستهای همسرشان پاسخ مثبت دهند.

 

وقتی زنی از شوهرش درخواست کمک می‌کند؛ و از این‌که او پاسخ منفی می‌دهد، ناراحت نمی‌شود و او را طرد نمی‌کند؛ مرد این موضوع را از یاد نخواهد برد و بار دیگر، با اشتیاق بیشتری به او خدمت و کمک خواهد کرد. بنابراین وقتی زن درخواستی می‌کند و مرد جواب رد می‌دهد؛ اما زن ناراحت نمی‌شود؛ امتیاز مهمی از شوهرش می‌گیرد.

 

اگر افراد خانواده بتوانند جواب « نه » هم‌دیگر را به راحتی قبول کنند ( بدون دلخوری و اخم و تخم )؛ می‌توان گفت که روابط خوب و سالمی دارند.

 

اگر مردی در مقابل درخواست همسرش غرغر کرد؛ احتمالاً نشانه‌ی خوبی است که مرد می‌خواهد آن کار را انجام دهد. به شرطی که زن هیچ عکس‌العملی نشان ندهد و سکوت کند. هرگونه واکنش منفی می‌تواند این برگ برنده را ، به شروع یک جر و بحث تبدیل کند. البته اگر با وجود غرغر ، مرد درخواست را انجام داد؛ تشکر زن، می‌تواند اثر معجزه‌آسائی داشته باشد.

 

گاهی در حالی که در اوج عشق و محبت هستیم؛ ناگهان از همسرمان دلگیر و آزرده می‌شویم. این مسئله طبیعی است. چون احساسات سرکوب شده‌ی قبلی ما ( مثل دلخوری‌های رفع نشده ، دعواهای قبلی و . .  )، در هنگامی که در حال امنیت هستیم، فرصت بروز پیدا می‌کند.

 

در هنگام بروز ناگهانی احساسات ناخوشایند، 10% آن مربوط به زمان حال و 90% مربوط به گذشته‌ی دردناک ماست. مثل دستی که قبلاً شکسته ولی حالا دردی ندارد. اما یک ضربه کوچک باعث درد شدیدی می‌شود.

 

این مسئله‌ی رنجش ناگهانی و طغیان، در مسائل اجتماعی و سیاسی هم دیده می‌شود. مثلاً ملتی که سال‌ها اختناق و استبداد داشته است؛ پس از بدست آوردن آزادی، دست به کارهای احمقانه و طغیانگرایانه می‌زند. یا مثلا اقلیتی که سال‌ها تحت فشار بوده است؛ با به‌دست آوردن برابری، ناخودآگاه سعی می‌کند انتقام ظلم‌های قبلی را بگیرد. ( در جامعه شناسی به آن بحران انتظارات رو به افزایش می‌گویند. )

 

وقتی که شما در کنار همسرتان احساس امنیت خاطر می‌کنید؛ عمیق‌ترین ترس‌ها و دلهره‌ها در وجودتان بروز می‌کند. در این حال دچار نگرانی می‌شوید و نمی‌توانید احساسات خود را با کسی در میان بگذارید.

 

هنگامی که احساسات ناخوشایند خویش را روی همسرمان خالی کنیم؛ او دیگر نمی‌تواند کمکی به ما بکند. پس باید با فرد دیگر مشاوره کنیم.(یک روانشناس)

 

عشق مثل طبیعت 4 فصل دارد :

 

1- بهار که همه چیز زیباست و عاشق و معشوق دیگری را کامل و بی‌عیب می‌بینند.

 

2- تابستان فصل تلاش و زحمت است که مشکلاتی بروز می‌کند؛ عیوب یک‌دیگر را می‌بینند و باید برای به ثمر رسیدن عشق از خود مایه گذاشت.

 

3- پائیز فصل به ثمر رسیدن عشق و نتیجه گرفتن از تلاش و لذت از زندگی است.

 

4- زمستان زمانی که احساسات دردناک بروز می‌کند؛ هرکدام به انزوای خویش می‌روند.در این مرحله اگر عاشق و معشوق بتوانند دردهای خویش را التیام دهند؛ دوباره بهار عشق شروع می‌شود.